تبلیغات
من و تو - مستراح
 
من و تو
همیشه با شعار مخالف بودم. پس شعار نمیدم، عمل میکنم.
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر و حمید رضا
نظرسنجی
وبلاگ من و تو چجوریه؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سلام به همه ی عزیزام.

امتحانا منو با موفقیت پشت سر گذاشتن!!

امروز اومدم با یه مطلب نسبتا طولانی

حداقل یه داستانشو بخونین. هر داستان با یه رنگه.

مستراح‌ها انواع زیادی دارن و از نظر شکل، طرز استفاده و محتویات و ... به دسته‌های مختلفی تقسیم میشن.

یکی از این مستراح‌ها اسم خاصی نداره. البته این مستراح

 رو تو هیچ طبقه‌ای به درستی نمیشه قرار داد. چون نه شکل

خاصی داره و نه محتویاتش نوع خاصیه. این مستراح

همون طبیعت خودمونه. البته ممکنه خود خواهی

 باشه که طبیعت رو مستراح نام گذاری کنیم. چون

هم می‌تونه سطل زباله باشه هم می‌تونه حموم

باشه هم میتونه گاوداری باشه. هم می‌تونه بقالی

 باشه و... این یکی از ویژگی‌های مهم طبیعته.

اگر دقت کنید می‌فهمید که هیچ جایی همچین امکانی

 رو نمیده. البته خود مستراح هم از یه نظر در طبقه‌ی

 طبیعت قرارداره چون زیبا‌ترین مناظر در مستراح هم

پیدا میشه. شما فرض کنید که مستراح شبیه به دریا باشه.

 البته هست. مثلا وقتی لوله مستراح میگیره و محتویات

 اون میاد بالا و آروم آروم آب به پایین میره و بقایایی در

 سنگ مستراح باقی میمونه، دقیقا مثل پدیده‌ی

 جزر و مد دریاست که جلبک‌ها و ماهی‌های مرده و

 خیلی چیزهای زیبا رو به ساحل میاره و از این شباهت‌ها

 از هر دو طرف خیلی زیاده!

اگه شما پشت یه درخت یا تپه عملیات تخلیه رو انجام

 میدید دقیقا به صورت ناخودآگاه طبیعت رو به مستراح تبدیل کردید.

 این یک غریزه است ولی بهش زیاد اهمیت ندید.

 یه سری هم به مستراح‌های عمومی که تعدادشون

 هم روز به روز زیادتر میشه بزنید. زشتی طبیعت

 هم عالمی داره. با زیبای‌های خودتون زیباش نکنید.

 

مستراح چوبی

مستراح ها از نظر محل تقسیم‌بندی‌های زیادی دارن.

یکی از این مستراح‌ها، مستراح چوبیه. اگه تا حالا فیلم‌های

 قدیمی دیده باشید می‌بینید که یه جور جعبه‌ی چوبی بزرگ

 که آدم به زور توش جا میشه و یه سوراخ معمولا به شکل

 ماه روی در اون قرار داره.

در اون زمانی که این جور موال‌ها رواج داشت مردم در

 یک گمراهی و خود آزاری قرار داشتن چون هیچ آزاری

 بدتر از موال نرفتن نیست و اون‌ها هم بدترین جا رو

 موال‌های خودشون میدونستن و باز هم همین جور میساختن.

تحقیقات نشون داده که هلال ماهی که روی در قرار داشته،

 برای امید دادن به افرادی بوده که به ناچار از موال استفاده

 می‌کردن. هم می‌تونسته نور ازش تو بیاد و هم به استفاده

 کننده امید به زندگی میداده و به او یادآور می‌شده که

دنیای دیگه‌ای هم هست و تو اینجا رو ترک خواهی کرد!

و البته استعمال‌های دیگه‌ای هم از اون میشده که درست

 نیست بگم. ممکنه چندتا بچه بخونن بی جنبه بازی

در بیارن و....

 

مستراح ته حیاط

یه نوع مستراح مستراح ته حیاطه. اگه تا حالا به خونه‌های

 سی سال ساخت یا قدیمی‌تر رفته باشید به احتمال زیاد

 ته حیاط (آخر دنیا) یه اتاقک خیلی کوچیک دیدین که

می‌پرسین این دیگه کجاست!

البته باید بگم این هم یه جور مستراحه مثل بقیه مستراح‌ها

 که هم خوبی داره و هم بدی. خوبیش اینه که بوی معطر

 و شمایل زیبا شما رو اذیت نمی‌کنه چون حداقل مسافت

 بین مستراح و خونه رو بو طی نمی‌کنه. ولی بدی‌هاش

 بیشتر از خوبی هاشه. چون اولا همه می‌فهمن که یکی یه

 مشکلی داره و داره می‌ره که حلش کنه. و بعد حالا مشکل

 اینه که یارو باید خودش رو آنقدر نگه داره تا برسه به مستراح.

 در این مورد کشته و زخمی زیادی گزارش شده که که برای

 همشون طلب راحتی حداقل دراون دنیا رو می‌کنیم.

وای به حال کسی که بخواد تو زمستون ازش استفاده کنه.

 توی یه شب سرد و تاریک زمستون، دو تا عاشق نشسته

 بودن کنار کرسی و خودشون رو گرم می‌کردن.

 یه دفعه آقای عاشق احساس بدی بهش دست میده.

 درد در ناحیه‌ی زیرین شکم، دل‌پیچه و ... روش نمیشه

 به معشوقش بگه کجا می‌خواد بره.

برای همین هیچی نمیگه. منتظر می‌شه شاید فرجی بشه.

 ولی فایده‌ای نداره. دیگه طاقتش تموم میشه.

 یه لحظه اجازه میگیره و به صورت نیم دو مثل دویدن

 تو دوی ماراتون به طرف حیاط راه می‌افته. دمپایی‌های

 خواهر کوچولوش رو پیدا میکنه. به زور پاهاش

 رو توشون جا میده و توی برف‌ها شروع به حرکت میکنه.

خرت...خرت...خرت... اصلا به صدایی توجه نداره تنها

چیزی که الآن اون بهش فکر می‌کنه اونجاست. «چه حیاط بزرگی!

 تا همین دیروز با دو قدم میرسیدی به تهش. حالا چرا انقدر درازه؟!»

 وای چه دردی. چه قدر اذیتش میکرد. آنقدر که حتی

 معشوقش رو هم فراموش کرده بود. ناگهان یه درد هم

 توی پاش احساس کرد و به زمین خورد. نگاه کرد و

 آجری رو که دیروز با داداشش برای دروازه‌های گل

کوچیک گذاشته بودن رو دید.

ولی درد پا از یادش رفت. هر جوری شده

 خودش رو به اونجا رسوند. «وای عزیزم! قربونت برم.

 چه بوی خوبی! چه منظره‌ی دل انگیزی!»

ولی وقت این حرف ها رو نداشت. اگه یه لحظه

 دیر می‌کرد به خاطر یه کثافت کاری بزرگ زندگی

 تازه‌آش با معشوقش به پایان میرسید. بنابراین

سریعا دست به کار شد و شروع به کار کرد. کارش

 با یه صدای مهیب آغاز شد. «وای خدارو شکر.

 اگه پدرم مستراح رو تو خونه ساخته بود که الآن آبروم رفته بود!»

 و بقیه کار با انواع صداها و بوهای مختلف ادامه پیدا کرد....

جدال آقا با خودش حدود نیم ساعت طول کشید.

 خوب آخه بعضی‌ها مشکل‌هایی دارن. وقتی از مستراح

 خارج شد دنیا یه جور دیگه بود. همه چیز رو رنگی میدید.

 همه چیز واضح شده بود. چه حیاط قشنگی داشتن.

خیلی چیزها بود که قبلا به چشمش نیومده بود.

حیاط خونه باز هم با دو قدم تموم شد!!! با خودش

 به شوخی گفت:«حیاط ما هم فری سایزه!» همه

 چیز خوب شده بود، الا یه چیز.

وقتی به اتاق رسید معشوقش اونجا نبود.

 البته باز هم اون متوجه نشد. تا اینکه یه یادداشت

 روی میز دید. ناگهان به خودش اومد و جای خالی

 خانوم رو تو اتاقش احساس کرد. با عجله یادداشت

رو باز کرد و شروع کرد به خوندن. «کامبیز عزیز این

 یادداشت رو برات نوشتم چون روم نمیشد جلو روت

حرفم رو بزنم. راستش وقتی فهمیدم تو به طرف

 موال میری خیلی برام خوشایند بود چون فهمیدم

مرد من حقیقت رو پنهان نمی‌کنه. راستش

 می‌خواستم ازت بپرسم قرص‌های مسهلی که

 استفاده می‌کنی اسمش چیه؟ حالا اگه هنوز

 هم منو دوست داری و می‌خوای که با هم

 رابطه داشته باشیم در داروخانه‌ی شبانه‌روزی ... منتظرتم.

 اگه نیای یعنی زندگی من در خشکی و ناراحتی تموم شده.

 دوستت دارم! ژیلا» با سرعت لباسش رو پوشید و

 به طرف داروخانه به راه افتاد.

این هم شرح کاملی از نوع استفاده و مضررات

 مستراح ته حیاط. حالا خودتون قضاوت کنید که

خوبیهاش به بدیهاش می ارزه یا نه. توی این

 داستان که خیلی هم فایده داشت. البته مستراح

 خیلی فایده‌ها داره که یکیش هم استحکام خانواده است!

 

مستراح تو خونه

 

از انواع مستراح میشه از مستراح تو خونه اسم برد.

از این نوع مستراح شکل‌های زیادی دیده میشه و

همینطور انواع زیادی هم داره. گذشته از طبقه‌بندی

 محلی و شکلی، این مستراح محبوب‌ترین مستراح

در طول تاریخ و ما قبل تاریخ بوده. چون این مستراح

 داخل خونست و راحتی زیادی داره. البته چون داخل

 خونه اکثرا خودی هستند، این مسأله بعضی وقت‌ها

 مشکل هم پیدا می‌کنه. از این مشکل‌ها در هر

خونه‌ای هست و همه تقریبا بهش عادت کردن.

حالش تعریفی نداشت. دیشب پر خوری کرده بود.

 زردآلو، آلو، لواشک و ... مهمونی بود، نمی‌تونست

 تعارف کنه. خیلی دوست داشت. پس خورد. هی

 خورد و خورد. خیلی‌ها بهش نگاه می‌کردن ولی اون

 با خودش میگفت: اگر آدم به این چیزا اهمیت بده

 پس نباید زندگی کنه و اون می‌خواست که زندگی کنه.

 پس کارش رو ادامه میداد. اما فکر آخر عاقبتش رو نکرده بود.

حالا نتیجش رو گرفته بود. یواش یواش بهش فشار میومد.

 خسته شده بود از بس رفته بود مستراح. شکلش شبیه

مستراح شده بود. (این هم یه نوع مستراح) لجش گرفته بود.

 فشار داشت زیاد میشد. «دیگه کم نمیارم. آنقدر همینجا

 میشینم تا خوب بشه.»

صحنه عوض می شود...

«آخیش. دارم راحت می ی ی شم. آخ.... آدم مگه

 مرض داره خودشو نگه داره؟ باید راحت باشی

نه خودتو عذاب بدی.» یه دفعه یه صدای مهیب توی خونه می پیچه.

گررررررررررررررررررررررررروووووووووووووووووووووووووو

ممممممممممممممممممم.

«هورااااااااااااا» از شادی نمی‌دونست چی کار کنه.

کارش که تموم شد دست‌هاش رو شست و

قفل در رو باز کرد و آروم اومد بیرون. زمین و زمان

 جلوی چشمش سیاه شد. حالا اصلا نمی‌دونست

چی کار کنه. سرخ سرخ شد. بعدش هم شش تا

رنگ دیگه عوض کرد. با سرعت رفت توی اتاقش.

مادرش اومد توی اتاق. «چرا نمیای تو سالن مادر؟

نامزدت اومده. ضمنا از این به بعد تو خوردن

زیاده روی نکن. چند تا از همسایه‌ها هم اومدن دم در.

 فکر کردن چیزی منفجر شده. زود بیا تو سالن. یالا.»

این یکی از بدی‌های مستراح توی خونست.

اما این یکی خیلی بهتر از بقیه‌ی مدل‌هاست.

با تکنولوژی، بهتر میشه. مثل پشم شیشه و

عایق‌های صوتی و غیره...!

 

مستراح فرنگی

 

یکی دیگه از مستراح‌هایی که می خوام بهتون معرفی

 کنم مستراح (توالت) فرنگیه. این مستراح ریشه

در قرون وسطی داره.

 درسته که در قرون وسطی زندگی تعطیل شده بود

 ولی فکر راجع به مستراح هنوز ادامه داشت. کسی

 اجازه‌ی فکر کردن نداشت ولی از اونجایی که مستراح

 یکی از مهمترین نیازهای انسان رو برآورده می‌کنه

مثل مسکن، غذا و... پس فکر کردن بهش آزاد بود.

یه مالک چاق پدر سوزیده چون براش سخت بوده

که مثل ما و مثل آدم بشینه و کارش رو بکنه و حتی

حوصله فکر کردن هم نداشته به یکی از نوکرهاش

میگه برام یه چیزی درست کن که راحت‌تر بشینم کارم

 رو بکنم. اون نوکر بدبخت هم دیده راحت تر از نشستن

 رو صندلی وجود نداره (آخه اون بدبخت یا باید رو زمین

 سرد مینشسته یا دائم دولا راست میشده برای اربابش.

 یعنی باید سرپا وایمیستاده) در نتیجه میگه خوب قربانت گردد.

 همون‌جایی که نشستی کارت رو بکن!

ارباب هم که حوصله فکر کردن نداشت، نه گذاشت

و نه برداشت یه ریدن جانانه فرمود روی تخت شاهانه.

 ارباب به نوکر بدبخت گفت: «مرتیکه، تو که ریدی به

 تخت ما!» نوکر هم فکر کرد خودش این کار رو کرده

 و گفت:« ببخشید قربان غلط کردم. دیگه تکرار نمیشه.

 چاکر شمام. نوکر شمام...» مالک (ارباب) گفت:

«باشه می‌بخشمت به شرط این که کار ما رو درست کنی.»

 نوکر دیگه فکر نکرد. سریع یه اره آورد افتاد به جون تخت.

 یه سوراخ گنده وسطش درآورد.

این دفعه گفت: «قربان یه استارت بزن.» قربان هم که موتور

 دو زمانه دیزلی روش سوار بود چنان استارت زد که ....

 این دفعه تمامی افراد اطراف به گند کشیده شدن.

دیگه وای به حال اون نوکره که کله‌اش درست زیر سوراخ بود.

 مالک خوشش اومد. ارباب گفت: «همین جوری خوبه.

 ما همین جوری حال میکنیم.»

ولی نوکره دید این ارباب که الآن سالمه روزی ده بار میرینه.

 اگه اسهال بشه باید چی کار کنیم. اون وقت تمام قصر

رو به گند می‌کشه. پس از فردا یه قابلمه گذاشتن زیر حاکم.

 البته این نوع تکمیل نشده توالت فرنگیه. این روزها از

 این نوع مستراح (تکمیل نشده) برای بچه‌ها با اسم‌های

 مختلف استفاده میشه. ولی وقتی لوله کشی فاضلاب

هم درست شد زیر قابلمه یا کاسه به لوله فاضلاب وصل شد.

 یه سیفون هم براش گذاشتن و الآن شده اونی که

ما داریم استفاده میکنیم.

 

بفرمایید این هم از انواع مسترحات!

 بله مستراح!

یکی از بی ارزش ترین ولی مهمترین

 اختراعات بشر!نظر یادتون نره:

شرمنده اگه آپ نمیکنم چون از ۱۶ امتحانام

شروع میشه ایشالا بعد همتون سر میزنم.

از اونایی هم که خبر آپ دادن من نرفتم عذر خواهی میکنم.

بعد امتحانا حتما میام پیشتون.





نوع مطلب : طنز و سرگرمی، 
برچسب ها : mostarah، towilet، toovalet، toowalet، dastshooyi، dashooyi، dashooei، dashooey، dastshooei، dastshooey، toilet، توالت، دستشویی، دشویی، مستراب، mostarab، mostaraab، mostaaran، mostaaraab، mostaraah، mostara، mostaraa، mostaara، mostaaraa، mostaarah، mostaaraah،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 10 بهمن 1388
امیر
سه شنبه 10 اسفند 1389 03:21 ب.ظ
بامزه بود
شنبه 29 آبان 1389 01:23 ب.ظ
kheyli bahal bood
امیر ;-)
جمعه 7 اسفند 1388 09:33 ب.ظ
سلام دوست عزیز وبلاگ خیلی خوبی داری
خوشحال میشم با هم تبادل لینک کنیم ابتدامنو با عنوان "سایت تخصصی کسب درآمداز اینترنت با CN3" لینک کن بعد بهم خبر بده تا منم تو رو لینک کنم
سه شنبه 20 بهمن 1388 12:41 ب.ظ
سلام
مطلبت خیلی طولانی و قشنگ و خنده دار بود خوشم اومد..
چرا دیگه سر نمی زنی سایتون سنگین شده آپ کردم اگه قابل می دونید یه سر به من بزنید.
امیر شرمنده، یه مدت درگیر برنامه ای بودم، ایشالله حتما یه سر میزنم
پنجشنبه 15 بهمن 1388 08:51 ق.ظ
من برگشتم
امیر خوش اومدی
شنبه 10 بهمن 1388 01:58 ب.ظ
سلام دوست عزیز. وبلاگ خوبی داری. امیدوارم که همیشه موفق باشی . اگه میخوای آمار وبلاگت زیاد شه بیا به سایت ما
و لینک وبلاگت رو ثبت کن، اینجوری وبلاگت بین صدها وبلاگ دیگه به نمایش در میاد، برای ثبت وبلاگت میتونی به این آدرس بری:
http://fardbox.com/
با هر بازدید کننده ای که وارد سایت/ وبلاگ شما میشود لینک شما به اول لیست انتقال پیدا میکند
بطور مثال اگر بازدید کننده سایت / وبلاگ شما در روز 1000 بازدید باشد- سایت یا وبلاگ شما 1000 بار به اول لیست می آید.
عدالت در این سیستم کاملا رعایت شده است، با ثبت هر لینک یک کد اختصاصی برای لینک ثبت شده تولید میشود
پس از قرار دادن کد در وب سایت یا وبلاگ خود با اولین کلیک لینک شما بصورت خودکار فعال میشود، درصورت حذف لینک باکس، لینک شما بصورت خودکار غیر فعال میشود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر