تبلیغات
من و تو - خواستگاری خر - شعر طنز
 
من و تو
همیشه با شعار مخالف بودم. پس شعار نمیدم، عمل میکنم.
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امیر و حمید رضا
نظرسنجی
وبلاگ من و تو چجوریه؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

خری آمدبه سوی مادر خویش

که ای مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری

مگر تو کره ات را دوست نداری؟

خر مادر بگفت ای کره خر جان

تو را من دوست دارم بیشتر از جان

اگر عاشق شوی حرفی ندارم

برایت هر خری خواهی بگیرم

برو پیش همه خرهای خوشگل

یکی را کن نشانه نیست مشکل

خرک از شادمانی جفتکی زد

کمی عرعر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربان نگاهت

فدای آن دو چشمان سیاهت

خر همسایه را عاشق شدم من

به زیبایی نباشد شکل او خر

سپس مادر بگفت پالون تنت کن

بزرگان محل را تو خبر کن

همه خرها برفتند در طویله

همان گونه که رسم است در قبیله

خران از شورشان عرعر نمودند

زکاه و یونجه کام شیرین نمودند

خر محضر کتاب خود را بگشود

وصال این دو خر را رهنمون کرد

تو ای دوشیزه خر خانم کجایی

به عقد این خر خوشگل در آیی

میان جمعیت یک خر ندا داد

عروس رفته بچینه یونجه از باغ

چنان شور و هیاهویی به پا شد

خر داماد دو لنگش در هوا شد





نوع مطلب : طنز و سرگرمی، 
برچسب ها : خواستگاری خر - شعر طنز،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 14 اسفند 1388
حمیدرضا یعقوبی
چهارشنبه 19 بهمن 1390 06:04 ب.ظ
شعرت ناغص بود من یک دانه قشنگ ترش را شنیدم
حمیدرضا یعقوبیخب شما کامل ترش زا برای من ایمیل کن! تا در وبلاگ به نام واقعی خودتون بگذارم!
ایمیل من : hamid.reza73@mailfa.org
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389 02:17 ب.ظ
exelllllllllllllllllllllnt
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر